در سوگ او...


![]()



خدایش بیامرزاد...!

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...

زن عشق میکارد و کینه درو می کند
می تواند تنها یک همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن صدها همسر هستی...
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است
و تو هر زمانی بخواهی به لطف!!قانونگذار!!میتونی ازدواج کنی
او کتک میخورد و تو محاکمه نمی شوی..
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی...
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد...
او بی خوابی میکشد و تو خواب حوریان بهشتی را میبینی...
او مادر میشود و همه جا میپرسند نام پدر...
و هر روز او متولد میشود؛عاشق می شود؛مادر میشود
پیر میشود و میمیرد...
قرن هاست که او؛عشق میکارد و کینه درو میکند...
چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،
زمان جوانی بر باد رفته اش را میبیند و در قدم های لرزان مردش؛
گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛
سینه ای را بیاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن را در دل او زنده میکند...
و اینها همه کینه است که کاشته میشود در قلب مالامال از درد...!
و این رنج است...
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند
و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و
همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم
سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!